جستجو

لينک هاي روزانه

مهندس شهید رضا کارگربرزی/ شهید مدافع حرم




ای برادر؛ای تمام هستی ام
ای برادر؛ای نگارمستی ام
از چه گویم از دلت یااز سرت
یا كه از درد تمام پیكرت
پیكرت ریش ریش شد  
جان مولا ؛ جان من آتیش شد
ای برادر؛ با رفتنت پشتم شكست
روح از تنت رفت و جانم زتن برفت



اکانت ما در شبکه هاي اجتماعي :

اکانت ما در فيسبوک اکانت ما در اينستاگرام اکانت ما در توييتر



رضا جان !

وقتی داریم از روزهایی که گذشته است برای هم تعریف میکنیم ، انگار یکسال گذشته است. نمیدانی که چقدر طولانی گذشته است. یادم می آید روز دوشنبه شب ، حدود ساعت 11 وقتی داشتیم خاطرات لحظات تدفین تورا مرور میکردیم ، یک لحظه همه احساس کردیم که یک هفته گذشته است. اما همش 12 ساعت گذشته بود. هر ساعتش برای ما 12 ساعت گذشته بود.

وای خدایا....

اما برادرم ، امروز برای تبرکی خودمان از وجود مبارک و حرکت مقدس تو ، از مطهر بودنت ، از مقدس بودنت ، مراسمی بس مختصر به نام هفتمین روز شهادت برای شما گرفتیم.

خدایا بپذیر از ما ....

خواهرانت امروز گرداگرد مزارت حلقه زده اند و آشنایان مرثیه خوان این مصیبتند

نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 21:42 توسط : برادر | دسته :
  • []

  • برادرم! اکنون که عید فطر رسیده است و همه جا همهمه ای است که ، عید اولش هست.

    آری اکنون اولین ها و آخرین ها برایمان خیلی مهم شده است.

    همه جا دنبال نشانه ای از تو هستیم تا خودمان را آرام کنیم

    اما برایت بگویم از نماز عید امسال ، از قنوت نماز ، از سراسر اشک های جاری بر گونه هایم.

    برادرم ! عیدت مبارک .....

    همچون همیشه بخند....

    امروز مهمان بسیار داشتیم ، البته این چند روز مهمان زیاد داشته ایم.

    مخصوصا دیروز که یک مهمان نورانی داشتیم . شهید زنده مهمانمان بود.

    نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 17:0 توسط : برادر | دسته :
  • []

  • اولین شب جمعه ای است که مارا قراری با تو منبعد بسته میشود




    الا ای فدایی زینب (س) ، امشب به مناسب شهادت شما توی مسجد قمربنی هاشم علاوه بر مراسموداع با ماه رمضان ، زیارت عاشورا و نوحه و سینه زنی داشتیم.

    نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 15:55 توسط : برادر | دسته :
  • []


  • امروز برات مراسم سومین روز شهادت توی مسجد غدیریه گرفتیم ، جا داره یکم با هم از خاطرات مسجد غدیریه بگیم.

    - دستگاه رسوب شکنی که هدیه دادی به مسجد

    - شبای قدر خودتو میرسوندی مسجد غدیریه و جوشن کبیر میخوندی

    - غذای محرم مسجد

    - نمازایی که میومدی اونجا

    " دلم واسه ذره ذره ات تنگ شده "

    مسجد خیلی شلوغ شده بود ، همه اومده بودند ، اقوام از همه جا ، همسایه ها ، دوستان ، رفقا ، همکارات ، مردم شهر . میدونم اونجا بودی و هوه چیزو دیدی. دیدی که چه جمعیتی اومده بود . محشر کبری بود.

    به وجودت افتخار میکنم.

    بعد از مراسم مسجد رفتیم گلزار شهدا و چه عقده ها که آنجا گشوده نشد و چه اشکهایی که سیل نما نشد و چه آه هایی که به آسمان نرفت.

    " دلم واسه بحث کردنات تنگ شده "

    مسجد حضرت علی اصغر (ع) که یادته ، همونجایی که ناهار ظهر عاشورا رو اونجا بودی ، ما برات اونجا افطاری دادیم و از میهمانات پذیرایی کردیم . میدونم بودی و دیدی. دیدی که چه خاکی بر سرما شد . من بمونم و واسه تو ......... .

    خدایا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

    " دلم واسه نگاه های برادرانه ات تنگ شده "

    ای اشک مرا مهلتی ده تا عقده های دل را حرف به حرف کنم و بر قلب این دنیای مجازی ثبت کنم.

    روز تدفین توی گلزار اعلام کردند که به مناسبت ورود این شهید عزیز  چهارشنبه ساعت 21:30 توی مسجد قمربنی هاشم مراسم " اجتماع بزرگ مدافعان حرم حضرت زینب (س) " برگزار میشود.

    بزار از مسجد قمربنی هاشم یک چیز بگم.  " آخرین نمازی که پیش من خوندی توی مسجد قمربنی هاشم بود ، چهارشنبه 12 تیرماه 1392 ".

    برادر من ! از شنبه تا الان فقط هر شب 1 ساعت میخوابم ، آخه چیکار کنم ، من و توی این غربت رها کردی. با معرفت یه بار هم شده بیا ببینیمت.

    " دلم واسه دیدنت تنگ شده "

    نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:50 توسط : برادر | دسته :
  • []

  • هر کسی یه چیز میگه ، هرکس یه تعریفی داره ، هرکس یجوری روایت میکنه ، هرکس هرچی بلده رو میگه .

    ولی من منتظرم که یکی بهم بگه و  بدونم چرا فقط پهلوت خونی بود ...

    یکی که تا آخرین لحظه کنار تو بود ...

    انشاالله که میاد و میگه...

    رضا جان ! وقتی از چگونه بودنت توی تابوت بهش گفتم ، بهم با اقتدار گفت :" برای کسی که توی راه اسلام و در دفاع از عقیله بنی هاشم شهید شده دیگه مهم نیست که کجا ، چطور و چجوری شهید شده ".

    اما من ماندم و هزاران سوال ....

    برادرم ! داغ من فقط اون لحظه ای است که در غربت در بین جماعت دشمن آل الله شهید شدی و در اوج غربت بودی و به این نیت با صدای بلند میخوانم " السلام علیک یا علی ابن موسی ، ایها الرضا ، یابن رسول الله ، یا غریب الغربا ".

    آری رضای من ، تو هم همچون مولایمان امام حسین و سلطانمان امام رضا در غربت شهید شدی. خداوند تورا همیشه میهمان و مجاور ائمه اطهار در سرای ابدی و بهشت برینش نماید.


    رضا جان ! امشب بمناسبت شهادت شما مراسم زیارت عاشورا  ، روضه خوانی و سینه زنی داشتیم


    نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 15:34 توسط : برادر | دسته :
  • []

  • دیروز را چگونه در تاریخ دلم ثبت کنم با آنکه هنوز چشم به راه هستیم که بیایی . چگونه دل را آگاه از حقیقت این پارچه نوشته ها کنیم با آنکه هنوز منتظر دیدنت هستیم.

    هنوز برای ذهنمان زود است که منطق را بر راس بگذارد و نبودنت را باور کند.

    هنوز زود است ...

    چه مانده است ز ما یاران! دلی شکسته تر از باران

    دلی شکسته که خو کرده است به درد و داغ شکیبایی

    تو نیستی و دلت اینجاست، کنار آینه و قرآن

    نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 9:15 توسط : برادر | دسته :
  • []